دوستي جاهلان، دگرگون شونده و زودْ گسلنده است . [امام علي عليه السلام]

فرهنگي مذهبي

Powerd by: Parsiblog ® team.
   1   2      >
+ خبرنگار و انواع خبر(سه‏شنبه 20 شهريور 1386 ساعت 6:0 عصر )

تعريف و نقش خبرنگار در رسانه هاي تصويري



شماري از کارشناسان بر اين عقيده اند که معيار گزينش رويداد يا ارزش خبري در شم خبرنگار نهفته است اين در حاليست که ارزش هاي خبري قاعدتا در دل رويداد جاي دارند و اين نکته انحرافي گاه خبرنگار را در چالشهاي مختلفي قرار مي دهد
خبرنگاران با تجربه مي دانند که شم خبرنگاري آنگاه مي تواند در گزينش يک خبر موثر باشد که ارزشهاي متنوع خبر را درک کرده و به آنها اشراف داشته باشد به عنوان مثال اگر خبرنگار ارزش هاي خبر را درک نکنند ممکن است از کنار يک خبر نيز به آساني بگذرد حال آنکه همان رويداد طرد شده که به هر حال حاوي مجموعه اي از ارزشهاست شايد به تعبيري قادر باشد سمت و سوي  کلي جريان خبرهاي روز را معطوف به خود کند کلي جريان خبرهاي روز را معطوف به خود کند     
روزنامه نگاران و اغلب نويسندگان مطبوعاتي با بهره گيري از يک سري رويدادهاي عادي و به اصطلاح دم دستي که ممکن است خبرنگار از کنار آن بي تفاوت بگذرد با پردازش کلي در ستون هايي از روزنامه يا مطبوعه خود با حاشيه زني به اصل ماجرا کليت ارزشها ، هنجارهاي فراموش شده اجتماعي فرهنگي و يا حتي سياسي را به انتقاد مي گيرند و با مثال ها و استعاره هايي که خاص رسانه هاي نوشتاري است ، به رويداد پر و بال مي دهند و باعث جذب خواننده هميشگي خود مي شوند اما در تلويزيون که نگاه مکتوب به خبر بسيار ناچيز تر است ، هر رويدادي مي تواند از دريچه دوربين به خبر و يا گزارشهايي تبديل شود که در چند فريم کوتاه، گويي سطور فراواني از مطلب روزنامه ها را به روشني ادا نمايد به اين ترتيب در اين مقاله سعي خواهد شد با پرهيز از تعاريف گفته شده در خصوص خبرنگاران تلويزيوني به توجه از ياد رفته اي اشاره شود که اغلب خبرنگاران يا به آن نمي پردازند و يا به سادگي از کنار آن مي گذرند


 رويداد، فرآيند، خبر


 صحبت از شم خبري شد وقتي از خبر به عنوان گزارشي که در آن تلاش شده تا وجوهي از تصوير جاري يک رويداد و يا فرايندي که مورد توجه مخاطب است، فراهم گردد، ناچار به اين پرسش مي رسيم که رويداد چگونه مي تواند به خبر تبديل شود و به عبارتي خبرنگار با چه ابزاري مي تواند از يک رويداد ، خبري تهيه کند که توجه مخاطب را جلب نمايد و او را وادار به فکر کردن درباره پديده هاي دنياي پيرامون خود کند گفته پيداست براي کاربردي تر شدن مطلب ناچار به ارائه تعاريفي هستيم نا گفته پيداست براي کاربردي تر شدن مطلب ناچار به ارائه تعاريفي هستيم که طي آن نگاه به تلويزيون و خبر تلويزيوني و سپس گزينش و چينش خبرها را نيز بشناسيم و بر اساس آن درباره وظيفه خبرنگار صحبت کنيم اگرچه توضيح اين نکته نيز ضروري است به نظر ميرسد که براي خبرنگاران تلويزيوني با توجه به وظيفه آنان تعريف ها ممکن است ، سليقه اي و به دور از واقعيت هاي جاري نيز باشد به عنوان مثال و با تمام تصوراتي که درباره خبرنگار تلويزيون خصوصاً شبکه هاي بزرگ و چند مليتي تحت حاکميت غرب وجود دارد ، خبرنگاران هرگز نيروهاي آزاد، به اين ترتيب که در انتخاب خبرها آزاد هستند، نبوده و وظيفه آنان پيروي صرف از آرمانهاي سازمان تلويزيوني مطبوع خود است اين فصور که خبرنگاران غربي ، آزاد به تهيه هر خبر و گزارشي
هستند ، تصوري غلط است که در دستگاههاي ديگر وابسته به آنان مثل هاليوود و شرکت هاي فيلمسازي، تبليغي و ضد تبليغي پرورانيده و جهان سوم به اشتباه همواره از خبرنگاران اين دستگاهها به عنوان انسانهايي آزاد ياد مي کنند که شايستگي آن را دارند تا به آنها در خصوص ساير مسايل سياسي، اجتماعي و يا فرهنگي و امور داخلي کشورشان نيز به بحث بنشينند و رايزني نمايند همچنين صرف نظر از تمامي وجوهي که براي خبرنگار تلويزيون از سوي کارشناسان
همچنين صرف نظر از تمامي وجوهي که براي خبرنگار تلويزيون از سوي کارشناسان و بزرگان امور رسانه اي کشور و دنيا قايل شده اند يک خبرنگار بايد تصوير را کامل بشناسد او يک منتقد آثار تصويريست که ماهيت عيني رويداد را مي فهمد و با ملاحظات عاطفي موجود در جريان آن ، سمت و سوي خبر را پرورش مي دهد اگر براي وجه عيني خبر از مواردي همچون ماهيت ذاتي،
بزرگي و فراواني مقدار، بزرگي و حجم قدرت، بزرگي نتايج، مجاورت هاي معنوي، دربرگيري، شهرت، استثنا، برخورد و درگيري و تازگي ياد ميکنيم به اين نکته بايد بيافزاييم که رسانه هاي غرب از ساير ارزشهاي خبري همچون ارجاع به اشخاص، تمثل به ملل برگزيده، شخصيت سازي و منفي گرايي بسيار زياد و فراگير بهره مي برند و مي شود گفت در اين زمينه بسيار زبده و کارآزموده هستند غرب اگر در زمينه صنايع مختلف همچون رايانه و خودرو روز به روز با
پيشرفت هاي قابل توجهي رو به روست در زمينه خبر، فن تمايل سازي و ايجاد تمايل نيز به خوبي پيشرفت کرده و در کنار آن، تبليغات گسترده ساير فراورده هاي فرهنگي و تبليغي را نيز در اختيار گرفته اند تا به اين فن و صنعت جديد خود، هويت و استقلال صرف اعطا نمايند
در کنار اين همزاد پنداري و ايجاد تمايل شاهد اين هستيم که پديده جديدي در اين کشورها در حال شکل گيري است مردم وقتي مصالح آينده کشور خود را به دست چهره هاي نامي در ساير صنايع از جمله فيلمسازي مي سپارند و شخصيتي همچون آرنولد به قهرمان ملي و نجات بخش تبديل مي شود و حکومت کاليفرنيا را برعهده مي گيرد، قطعا ناشي از عملکرد يک سويه و هدف دار سياسي رسانه هاست که براي بسط قدرت خود به ساير کشورها به کار مي گيرند 
هر چند شايد بي انصافي به نظر برسد که پيشرفت هاي اين شبکه ها را در ارتباط زمان و گزارشهاي جامع آنان ناديده بگيريم اما قطعا خبرنگاران در چنين شبکه هايي از استقلال بسيار محدودي برخوردارهستند .


 


خبر ، تلويزيون ، تعريف ها



تلويزيون از همان ابتداي تاسيس با تسهيل بخشيدن به انتشار خبر بدون ارائه کمترين تفسيرهايي، همواره موضوع بحث و جدل هاي تمام ناشدني کارشناسان ، خبرگان علوم ارتباطات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي بوده است عنوان جعبه جادويي در حقيقت ملهم از تاثيرگذاري
سريع و قدرت خارق العاده است که در مکانيسم تحليل بررسي و ارزيابي ارايه شده از تلويزيون وجود داشته و اين رسانه ممتاز در همه حال با تحت تاثير قرار دادن افکار عمومي و جهت دادن به راي و مقبوليت عمومي مطرح بوده است در کد گذاري و درجه بخشيدن به برنامه هاي تلويزيون
در کد گذاري و درجه بخشيدن به برنامه هاي تلويزيون به عنوان يک رسانه ممتاز نيز نياز به آن دارد که در بخش هاي مورد نظر از نگاه کارشناسان را شناخته و سپس به ارائه نظر بپردازيم
خبر در برنامه هاي تلويزيون همانطور که گفته شد به لحاظ شيوه اطلاع رساني مقبوليت عام خود را ميان مخاطبان پيدا کرده است و مخاطب با ديدن لحظه هاي وقوع، در جريان چگونگي حادثه قرار مي گيرد خبر ، گزارش واقغيت ها و رويدادهايي است که قرار است اتفاق بيافتد و يا حتي
اتفاق افتاده و ممکن است بدون لطمه به تازگي آن سالها بکر و دست نخورده بماند و کسي از آن اتفاق مطلع نباشد خبر نقل واقعي و عيني حوادث است اما گاهي مي تواند نقل
خبر نقل واقعي و عيني حوادث است اما گاهي مي تواند نقل غير واقعي خبر نيز صورت گيرد حتي اگر منبع آن نامعلوم باشد که به اين قبيل خبرها شايعه مي گويند .


 


خبر ، رويداد ، خبرنگار



خبرنگاران در تلويزيون ، بسته به نظام و حيطه اختياراتي که سازمانهاي آنان دارند ، با خبر و هر رويدادي به شيوه اي کاملا متفاوت برخورد مي کنند معمولا در خبرهاي پخش شده از تلويزيونهاي خبري دنيا ، سردبيران ، خبرنگاران، تصويربرداران، مقصود کار خود را مي شناسند
و در قالب و چارچوب مشخصي که از قبل يا در حين کار انجام مي شود ، به يک تعامل و وحدت مي رسند صاحبان قدرت رسانه اي ، که اغلب سرمايه داران و اسپنسرهاي مالي اين تلويزيونها
صاحبان قدرت رسانه اي ، که اغلب سرمايه داران و اسپنسرهاي مالي اين تلويزيونها جملگي علاوه بر حرکت در جهت منافع حزبي و جناحي خود ، به بازگشت سرمايه شان نيز توجه دارند و به خوبي     مي دانند زماني به آنها رو مي کند که قادر باشند خبرهايي، کامل صريح و نزديک با رويداد را پخش نمايند آنان حتي در چنين شرايطي که به شدت تحت تاثير دسته و سود گروهي خود
آنان حتي در چنين شرايطي که به شدت تحت تاثير دسته و سود گروهي خود هستند ، تعريف هايي از خبر ارائه مي دهند که براي ارائه ديدگاههاي خود توجيه داشته باشند به عنوان مثال سي پي اسکات موسس روزنامه نمچستر گاردين درباره خبر مي گويد خبر مقدس و ارزشمند، ولي تفسير آزاد است .


 


ويژگي و شرايط خبرنگاران


پس از اين مقدمه نسبتا طولاني باز مي گرديم به شرايط و ويژگي هايي که بايد به آن مجهز باشد يعني داراي آن صفات باشد اعتقاد شديدي که نگارنده اين سطور به شرايط خبرنگاران تلويزيوني دارد باعث شده است تا براي اين تعريف از واژه هايي نظير ويژگي هاي فردي و ضاهري، تخصص و آگاهي و دريافت سريع تحليل و تفسير استفاده نمايد چرا که معتقد است اين شرايط کلي و عمومي براي هر خبرنگار در سازمان ها و شبکه هاي خبري دنياست اگرچه عمليات خبري که هم اينک در تلويزيونهاي خبري دنيا بسيار متنوع و در حالت پيشرفت است و شباهتهاي بسياري به چشم مي خورد و وظيفه ها دقيقا مشخص شده است اما براي خبرنگار اين تعريف ها هنوز هم بر اساس قائکلي خود استوار است خوشبختانه در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران که به تعبير رهبر کبير انقلاب حضرت امام خميني ره دانشگاه لقب گرفته است علاوه بر تمام ويژگي هاي عام ، شرايط مخحصر به فردي به چشم مي خورد که همانا اعتقاد به مباني اسلام ، دريچه اي ديگر مي گشايد و وظيفه کاريخبرنگاران را به زيباترين وجه ممکن به نمايش مي گذارد .
تسلط خبرنگار بر تعريف هاي خبر ، اعم از نگاه ژورناليستي به خبر و ابزار مورد استفاده در تلويزيون شرط نخست براي ادامه حياا اين کار و حرفه تلقي مي شود . يک خبرنگار بايد قادر  باشد بدون وجود تصوير، خبر را بنويسد آشنايي با خبرهاي مکتوب نخستين شرط اگر نباشد يکي از جدي ترين شرايط کاري اوست خبرنگاري که تسلط به قلم نداشته باشد نخواهد توانست بر روي تصوير نريشن بخواند آن هم در سريع ترين زمان ممکن که در تلويزيون مهمترين عامل انتقال سريع پيام است .خبرنگاران معمولا پس از چند سال کار تجربي در عرصه خبرهاي مکتوب اين اجازه را مي يابند تا پشت دوربين قرار بگيرند و کار خبري کنند .


 


شرايط ظاهري خبر نگار


از چهره و بيان خوب و مناسب اگر ياد مي شود احترامي است که تلويزيون به مخاطبان خود مي گذارد يک خبرنگار بايد عرف اجتماعي و اسلامي را بشناسد و با ظاهري هم جنس با تعاليم اسلامي در برابر مخاطبان خود حاضر شود در اداي کلمات بايد به بيننده احترام بگذارد و قادر باشد در خلاصه ترين عبارات ، جان کلام را ارائه دهد همان طور که شارع مقدس اسلام براي جزعي ترين مسائل احکام خاص و تعريف شده اي دارد ، يک خبرنگار بايد آن را بشناسد و به آن احترام بگذارد
شرط ظاهر و چهره اي به دور از ژست هاي معمول ، اين امکان را به بيننده مي دهد تا مخاطب به جاي دقيق شدن به اشکالات ظاهري خبرنگار تنها به خبري که ارائه مي کند دقيق مي شود و اين شرايط قبلا براي گويندگان خبر در همين نشريه به چاپ رسيده است پس تناسب در چهره ، اندازه قد و بيان خبرنگار از شرايط مهم و پيش بيني شده در دستگاههاي مختلف تلويزيوني دنيا است .


 


 


آشنايي با رسانه ها



آشنايي با بخشهاي مختلف خبري در تلويزيون اعم از شناخت تصوير ، بخشهاي پخش، تحريريه و ديگر قسمت ها باعث مي شود تا خبرنگار چايگاه ارزشمند خود را بشناسد و بداند که تلويزيون با وجود او مي تواند در لايه هاي مختلف اجتماع ، فرهنگ و عرصه هاي سياست وارد شود و در حقيقت او نماينده ميليونها انسان است که در جلسات حضور يابد کسي که به مفاهيم پايه اي
خبر و تلويزيون آشنايي نداشته باشد و روح جمعي در دستگاه را که همانا ارائه خبرهاي مورد نياز مردم است را نشناسد ، شرايط کاري در اين مجموعه را طبعا نخواهد داشت
مفاهيمي که به صورت اجمال در ادامه خواهد آمد ، ما را در آشنا شدن با وظيفه عمده اين عزيزان آشنا کمک مي کند .


 


کنش و واکنش متقابل نمادين


اصلي ترين نکته مورد علاقه نظريه پردازان کنش و واکنش متقابل نمادين که نطريه اي جامعه شناختي است ، تاثير معاني و نمادها بر کنش و واکنش متقابل بشريست اين نظريه پردازان ميان رفتارهاي اشکار و رفتارهاي پنهان بشر تمايز قايل مي شوند رفتار آشکار، رفتاريست که کنش گر عملا انجام مي دهد و رفتارپنهان همان فراگرد تفکر است که معاني و نمادها را در بر مي گيرد بر خلاف رفتارگرايان که به رفتار آشکار توجه دارند ، نظريه پردازان کنش و واکنش متقابل به رفتار پنهان توجه مي کنند از ديدگاه پيروان اين نظريه ، انسان در فراگرد کنش متقابل ، معاني
خود را به صورتي نمادين به ديگران منتقل مي کند و ديگران اين نمادهاي معني دار را تفسير مي کنند و بر پايه تفسير خود از نمادها ، واکنش نشان مي دهند بنابراين ، کنش گرايان
در حين کنش متقابل اجتماعي در فراگردي از نفوذ متقابل قرار دارند اين نظريه پردازان بر اين باورند که انسانها معاني و نمادهايي را فرا مي گيرند که به آنها اجازه مي دهد تا استعداد متمايز انساني خود را براي تفکر به کار اندازد .


 


سخت خبر


گزارش مسائل و رخدادهاي گذشته و يا در شرف وقوع است که بر پايه صحت، عينيت و بي طرفي در صدد ارائه اطلاعات است سخت خبر، مبتني بر نقل قول و جزئيات منتخب رخدادها است .


 


نرم خبر


مطلب خبري سبکي است که مي تواند رنگين تر ، بذله گويانه تر و توام با تفسيري نسبي ارائه شود نرم خبر بر نقل قول جزئيات واقعي مبتني است .



شبه خبر
به اخباري که براي توليد آنها از قبل قرا مرار گذاشته مي شود ، شبه خبر مي گويند و به اين ترتيب همان قدرتي که قادر به ساختن يک رويداد قابل مخابره است، قادر به تجربه سازي براي مخاطب هم مي شود .
شبه خبرها بر خلاف خبرها که خودشان رخ مي دهند سازنده دارند در اکثر موارد اخبار روابط عمومي ها از اين قبيل به شمار مي آيند چهره هاي انتقادگر ارتباطات شبه خبر را زاييده تاريخ مدرن آمريکا مي دانند افزون بر اين ، شبه خبر پاسخ نيازهاي شهروندان مطلع نيست .


 


برجسته سازي خبري
هنجاريست که در عرضه اخبار يا رده بندي اهميت رويدادها و با دروازه باني خبري رابطه اي مستقيم دارد برجسته سازي، گستره انتقال خبرها را تعيين مي کند، شرايط ارجاع دادن و اشاره کردن به مقولات خبري را تعين مي کند و محدوديت هاي بحث را مشخص مي سازد .


 


انگاره سازي خبري


ارائه انگاره اي از شخصيت ها، مکانها، اشيا و رويدادها به مخاطب انگاره سازي خبري نام دارد در انگاره سازي ، با بازتاب واقعيت سر و کار نداريم واقعيت ها دست کاري شده و توام با تفسير پنهان ارائه مي شود انگاره سازي ، تکنيک، و کليد کارگشاي معني سازي در خبر جهان است .


 


تئوري بيان


فن استفاده از بيان براي اقناع ديگران است نظريه بيان از ابزارهاي انگاره سازي است اين نظريه نحوه تبديل واقعيت به بيان را در اخبار را بررسي مي کند و شيوه رسانه اي شدن رويدادها را مورد ارزيابي قرار مي دهد .


 


ديدگاه گلاسکو
گروه رسانه اي دانشگاه گلاسکوي انگليس که کتب متعددي در زمينه خبر و ماهيت آن منتشر ساخته اند خبر را نه يک پديده طبيعي که محصول مصنوع ايدئولوژي مي دانند آنها مي گويند خبر يک گفتمان است که نه تنها واقعيت هاي اجتماعي و حقايق را بي طرفانه منعکس نمي سازد بلکه در ساخت اجتماعي واقعيت هم مداخله مي کند .


 


اصول بين الملل و روابط اخلاقي


با توجه به اشاراتي که پيش از اين درباره حرفه خبرنگاران به ميان آمد و از چهره و ظاهر مناسب، آشنايي به خبر مکتوب و احترام به مخاطبان گفته شد ، خبرنگاران علاوه بر داخل کشور بايد بتوانند ضمايم، دريافت ها و برخي اصول بين المللي که همانا احترام به عرف اجتماعي مردم دنيا است را نيز بشناسند و در سفرهاي خارجي خود به اصول ويژه اي که گفته خواهد شد ، احترام بگذارند اگر چه مردم و افراد حق دارند از طريق اطلاعات دقيق و جامع به تصويري عيني از
واقعيت دست يابند ، اما توقع دارند آزادانه از طريق رسانه هاي گوناگون فرهنگ و ارتباط برقرار نمايند خبرنگار بايد خود را وقف واقعيت عيني نمايد خوشبختانه مشاهده شده
است بر خلاف رسانه هاي تصويري بزرگ دنيا که در احاطه صهيونيست ها است ، خبرنگاران صدا و سيما از استقلال راي در انتخاب سوژه برخوردار هستند و مصلحت مردم را بيش از همکاران خود در اين رسانه ها مي شناسند به اين ترتيب خبرنگاران خيران اجتماعي هستند و شرافت حرفه اي را به هيچ نحوي از انحا به زير پا نمي گذارد که مثلا با دريافت رشوه، مبادرت به تهيه گزارش و خبر کنند خبرنگاران با پذيرفتن مسوليت کاري خود، احترام به حق فردي با حفظ خبرنگاران با پذيرفتن مسوليت کاري خود، احترام به حق فردي با حفظ حريم و اسرار خصوصي و شئون انساني که با قوانين ملي و بين المللي مربوط به حفظ حريم و اسرار خصوصي و شئون انساني که با قوانين  بين المللي مربوط به حفظ حقوق و شهرت افراد، منع افترا، تهمت، توهين و مخدوش کردن شهرت افراد، تعريف شده است، از معيارهاي کاري خود مي دانند و به آن اعتقاد دارند و خلاصه يک خبرنگار واقعي از مقررات مربوطه مندرج در کنوانسيونها، بيانيه ها، و قطعنامه هاي بين المللي در خصوص حرفه خود است .


 


ساختار اخبار


آنچه در مورد دسترسي به رسانه ها نحوه توليد اخبار منابع خبر رسان و نقل قول از منابع بيان شد در مورد ساير ويژگي هاي پوشش خبري مسائل قومي و نژادي نيز مصداق دارد . تحليل عناوين خبري در اين حوزه نشان مي دهد که با وجود حصول تغييرات اندکي در نحوه پوشش خبري رويدادهاي مرتبط با تبعيض نژادي و قومي عناوين منتخب از قبيل مهاجرت ، جرم و جنايت ، خشونت ، تفاوت هاي فرهنگي ، و مناسبت هاي نژادي مي پردازند .


برجستگي اين قبيل عناوين خبري يا نگرش عمومي رسانه ها به عرضه اين عناوين به شکل مشکلات اجتماعي اگر نگوييم تهديد اجتماعي از اين هم بيشتر تشديد مي گردد . در چنين وضعيتي ، مهاجرت هرگز کمکي به اقتصاد يک کشور که نيروي کار کافي براي مشاغل پست ندارد يا جمعيت جوان آن براي جلوگيري از رشد منفي کل جمعيت کشور ناکافي است معرفي نمي شود . بلکه در عوض تا زماني که مهاجرت از لحاظ اقتصادي براي يک کشور مطلوب باشد ، رسانه ها در بهترين شرايط با ديده اغماض به آن مي نگرند و شرايط عادي آن را يک تهاجم يا يک موج تهديد کننده باز مي نمايند .  در مجموع عناوين انتخاب شده در پوشش خبري مسائل قومي و نژادي نه تنها ابزار مناسبي براي تعريف و تفسير رويداد هاي قومي مي باشد بلکه خود ابزار مناسبي نيز براي انتخاب وقايع خبري مطلوبي هستند که هدف بازنماياندن گروه ها يا جوامع سفيد پوست را در قالب مردماني اهل مدارا و تفاهم دنبال مي کنند . همچنين اين عناوين منتخب ، تدبير اصلي رسانه ها براي تعريف ديگران در قالب بيگانگي مشکل ساز اگر نه تهديد آميز براي خوانندگان سفيد پوست است . بيگانگي که اغلب مشکلات اجتماعي و اقتصادي جامعه نيز از تقصيرات ايشان است . تعجبي ندارد که ساير عناوين بندرت چنين برجستگي اي در مطبوعات پيدا مي کنند مثلاً عناويني نظير تاثير مثبت مهاجران در نظام اقتصادي کشور ميزبان ، سازماندهي و فعاليت هاي سياسي مهاجران ، خوداتکايي اجتماعي جمعيت هاي مهاجر ، موفقيت اقليت ها در احراز مناصب عالي ، فرهنگ عالي در برابر فرهنگ عامه و ديگر عناويني از اين قبيل که هرگز در مطبوعات منعکس نمي شود . از هر عنوان غير قالبي که به شکل گيري يک نگرش غير قالبي چه رسد به مثبت بيانجامد به دقت پرهيز مي گردد يا حتي آن عنوان سانسور مي شود .


استثناهايي نيزکه به مرحله انتشار مي رسند تعريفي ساختاري از قاعده انتخاب عناوين  ارائه مي کنند و نشان مي دهند که رويداد مورد نظر تصادفي بوده و سلطه قشر سفيد پوست را تهديد نمي کند و در عين حال حاکي از آن است که عدم موفقيت را بايد تقصير ديگران  دانست و نه اکثريت غالب .


نتيجه گيري هاي مشابهي از تحليل تمامي ديگر سطوح و ابعاد گزارش هاي خبري مربوط به مسائل قومي به دست مي آيد . تحقير لفظي اقليت هاي قومي به ويژه آناني که ضد نژاد پرستي نيز هستند يکي از ويژگي هاي طبيعي روزمره مطبوعات جنجالي و عامه پسند بريتانياست .


سر مقاله هاي اين روزنامه ها مملو است از همان حرکات معمول در عرضه تصويري مثبت ازسفيد پوستان و چهره اي منفي از ساير اقوام همچون جملات تکذيبي مشهوري نظير  « ما هيچ احساس بدي نسبت به سياهان نداريم اما .......... » که جملاتي مشابه با آن در گفت و گو هاي روزانه سفيد پوستان نيز ديده مي شود . به همين شکل مصالحه يا  ستايش ظاهر اخلاقي سفيد پوستان وقتي که قرار است پيام کلي خبر مربوط به گروه هاي     اقليت يا مهاجر منفي باشد مورد استفاده قرار مي گيريد . درج عباراتي همچون « زندگي سياهان در محلات مرکزي شهر بسيار دشوار است اما .......» شگردي است که بيشتر سرمقاله هاي رسانه اي سفيد پوستان و ساير اظهار نظر هاي مربوط به قيام لوس آنجلس در سال 1992 از آن بهره بردند .


 


خوانندگان


تعجبي ندارد که اين روش خبري مسائل قومي نتيجه اش ان باشد که خوانندگان سفيد پوست نسخه اي به شدت جهت دار از وقايع مربوط بدان دريافت کنند . از آنجا که خوانندگان عاديبه تعاريف ديگري در مورد وضعيت اقليت هاي قومي دسترسي ندارند و نيز به اين دليل که تفاسير جايگزين يا منافع غايي اين خوانندگان سازگاري ندارد . آنان عموماً تعاريف مطبوعات غالب را به عنوان تعاريف مسلم يا واقعيت محض مي پذير ند .


بر عکس همان طور که بيشتر نيز بيان شد در اينجا هم مطلوب براي مشروعيت بخشيدن به نحوه پوشش خبري خود از کينه عمومي توده هاي سفيد پوست بهره مي گيريند . با وجود هنجاري عمومي و رسمي اعلام شده عليه تبعيض نژادي هيچ يک از انواع نقض اين قبيل هنجارها به وسيله مردم عادي به اندازه نفي هنجار هاي مربوط به تساوي قوي به مطبوعات راه پيدا نمي کنند .


در پاره اي از موارد که نامه هايي خطاب به سردبير ارسال مي شود تعصب قومي يا نژادي نويسنده آن را آشکار نشان مي دهد .


در پاره اي از مواد که نامه هايي خطاب به سر دبير ارسال مي شود تعصب قومي يا نژادي نويسنده آن را آشکار نشان مي دهد و چنين نامه هايي براي چاپ در روزنامه ها بخصوص در مطبوعات راستگرا ، بندرت رد مي شود . براي تهيه « گزارش هاي نژادي »‌ مصاحبه با سفيد پوستان عصباني در محلات فقير نشين شهر ها ، امري کاملاً رايج و معمولي است . اين در حالي است که به عنوان مثال همين سفيد پوستان اگر عصبانيت خود را نه از مسائل قومي يا نژادي بلکه از مسائل طبقاتي ابراز مي داشتند دسترسي بسيار محدود تري به رسانه ها پيدا مي کردند . به عبارت ديگر        کينه ورزي عمومي نسبت به مقوله مهاجرت يا حقوق مساوي براي گروه هاي اقليت هم ارزش درج در مطبوعات را دارد و هم مورد استقبال قرار مي گيرد و در عين حال به خبرنگاران اجازه مي دهد تا به نشر عقايدي بپردازد که آن عقايد با چهره مترقي و معتدل تري که بيشتر از خويش ارائه کرده بودند در تضاد و تقابل باشد . به اين ترتيب عقايدي که صرفاً محدوده محلي يا فردي دارند به دليل گستردگي دامنه تحت پوشش رسانه هاي گروهي به عقايد ملي تبديل مي شوند . بنابراين مطبوعات چه به طور خود آگاه و چه به شکل نا خود آگاه نقشي اساسي در ازدياد نژاد پرستي در جامعه ايفا مي کنند . اين نقش نه صرفاً از طريق بيان مواضع و نگرش هاي توده سفيد پوست بلکه با تعريف وضعيت قومي جامعه به نحوي صورت مي پذيرد که توده مردم را پيش از هر چيز به پذيرش الگوهاي ذهني نخبگان از رويداد هاي قومي قانع سازد . اين قبيل الگوهاي ذهني را تحت شرايط بحراني خاص چون بي ثباتي اجتماعي – اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي – فرهنگي ، در مسيري افراطي تر مي اندازد و اوضاع را وخيم تر مي سازند . حال آنکه مطبوعات صالح براي برخورد با اين معضل عموماً با بي رمقي و آن هم خيلي دير وارد صحنه مي شوند . پس از شکل گيري و همه گير شدن کينه توزي نژادي ، سرکوب و ريشه کن کردن آن بسيار مشکل خواهد بود و بالاخره به دليل آنکه ابراز مخالفت آشکار و استوار با نژاد پرستي ، سياست اکثر روزنامه هاي غربي نيست ، براي مبارزه با انديشه قوام گرايي مسلط بر جامعه که همين روزنامه ها در شکل آن موثر بوده اند هيچ چارچوب جايگزيني وجود ندارد .


 


 


 


» علي و حامده
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ باز بوي رمضان مي آيد باز بوي علي(شنبه 10 شهريور 1386 ساعت 1:2 صبح )
يا علي
» علي و حامده
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ رو ياهاي آسموني(شنبه 10 شهريور 1386 ساعت 12:35 صبح )
روياهاي آسموني
» علي و حامده
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ فرزندان شهدا(سه‏شنبه 6 شهريور 1386 ساعت 1:15 صبح )

بسم الله الرحمن الر حيم


دوستان سلام


من مدتي هست که مي خواستام يک مطلبي رو به شما بگم اما هرچه سعي کردم نشد نميدونم چرا اما امشب که شب ولادت با سعادت امام زمان عليه السلام  رو در پيش داريم دوست دارم اين مطلب رو براي شما دوستان عزيزم بگم و ثواب اون رو هم هديه کنيم به  روح بلند مادر امام زمان حضرت زهراي اطهر که به يقين در اين ايام شاد ومسرورند .


چندي پيش جمله اي رو از شهيد همت در اين وبلاگ نوشته بودم که ايشان فرموده بودند :شهيدان را به خاک نسپاريد به ياد بسپاريد.


در همان ايام گذر من به يکي از گلزلرهاي شهدا در استان ما افتاد ، مدتي  در ميان قبور شهدا قدم زدم وفاتحه خواندم ،و در حال و هواي خودم بودم که نگاه جواني مرابه خودش جلب کرد همانطور که به من نگاه ميکرد چند قدمي جلو آمد و از من سوآلي پرسيد .


گفت :فلاني شهيد ...را مي شناسي من گفتم نه نميشناسم ،با انگشتان باريک وبلند خود جهتي را که بيرون از قطعهء شهدابود به من نشان داد و دامه داد که قبر آن شهيد که گفتم آنجاست من به طرف قبر شهيد به راه افتادم تا به بالاي قبر آن شهيد رسيدم آن جوان هم به همراه من آمد و در نگاه او مي خواندم که دوست دارد با من حرف بزند من هم اين فرصت را به اودادم دو به من کرد وگفت که اين شهيد پدر من است در اوايل انقلاب در  درگيري با ضد انقلاب شهيد شده که من در آن زمان يک ساله بودم وقتي پدرم شهيد شد من به همراه مادر و مادر بزرگ و پدر بزرگم زندگي مي کردم که بعد از حدود چهل روز دست تقدير مادرم را نيز از من گرفت و من تنها ماندم و در کنار پدر بزرگ ومادر بزرگ تا به الان زندگي کردم .


اما يک چيزي گويا آزارش ميداد و راه گلويش را مي بست و راه اشک را باز مي کر د ولي آن حس مردانه به او اين اجازه را نميداد که آن بغض در گلويش بشکند سيلاب اشکش جاري شود به ناچار مکثي کرد ونگاه خود را براي چند لحظه به دوردستها دوخت بعد ادامه داد :که فلاني من نه احساسي از مادر داشتن دارم و نه از پدر داشتن ،هر وقت روز مادر ميشود همه براي مادران خود هديه روز مادر ميخرند اما من وهر وقت روز پدر ميشود همه براي روز پدر هديه مي گيرند ولي من ... در اين هنگام بود که سرش را به زير انداخت تا نبادا مويرگهاي سرخ رنگ درون چشمانش را نه من و نه افقهاي دوردست نبينند تا از غيرت و مردانگي او چيزي نکاهد .


و اينجا بودکه من با خودم گفتم که ما چقدر در مقابل اينها مسئوليم ؟


من ديگر نميخواهم شرح بدهم که ما چه بکنيم اما همينقدر بگويم که هر چن مدت يک بار سري به گلزارهاي شهداي شهر مان بزنيم و ببينيم که چه جانهاي گرامي يي براي آزادي و عزت و سربلندي اين آب و خاک فدا شدند تا من وشما امروز آزادانه و با افتخار بگوييم که من يک ايرانيم .


سلام خدا به روح بلند شهدا


سلام خدابه روح بلند امام شهدا


سلام خدا به قلب صبور مادران وپدران و فرزندان شهدا


» علي و حامده
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ تقديم به ساحت قد سي امام زمان(سه‏شنبه 6 شهريور 1386 ساعت 12:22 صبح )

مژده اي دل که مسيها نفسي مي آيد     که ز انفاس خوشش بوي کسي مي آيد


از غم هجر مکن ناله وفرياد که دوش       زده ام فالي و فرياد رسي مي آيد


زآتش وادي ايمن نه منم خرم وبس          موسي انجا به اميد قبسي مي آيد


هيچکس نيست که در کوي تواش کاري نيست


                                                  هر کس  انجا  به طريق هوسي مي آيد


جرعه اي ده که ز ميخانهء ارباب کرم        هر حريفي زپي ملتمسي مي آيد


دوست را گر سر پرسيدن بيمار غم است     گو:بران خوش که که هنوزش نفسي مي آيد


خبر بلبل اين باغ بپرسيد که من             ناله اي مي شنوم کز قفسي مي آيد


     &nbs